آخرین بهانه نیمه های سحر است و نسیمی آرام بر چهره ی خیس آسمان می وزد صدای آخرین فراز مناجات عاشقانه ی سحرت آرامتر از هرشب می آید و باز نام زیبایت را بر لوح سبز آسمان با طنینی به صداقت یک آبی آرام و وسیع با اشک شوق زمزمه می کند. بار دیگر چشمهای مهربانت را بگشای و صدای لرزانم را بار دیگر بشنو و با لبخند مهربانت دستان کوچک برآمده بر آستانت را از عطر شکوفه های اجابتت معطر ساز : . . . فَأَجِبْنِي يَا اللَّهُ...يَا اللَّهُ...يَا اللَّه .
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی
برچسب:
نویسنده: طاها شجاعی